جبهه فرهنگی حجاب و عفاف

 رویدادهای خبری

رویدادهای خبری...

رویدادهای خبری
دکتر خزعلی:اهبرد جدید غرب فروپاشی خانواده‌ها با هر ابزار ممکن

شاید کمتر کسی باشد که با تفکیک دلایل گسترش بدحجابی از هم و رسیدن به این نقطه نهایی که این بدحجابیهای چند دهه اخیر در کشور ناشی از عوامل بیرونی و درونی است، منکر مسئله جنگ نرم علیه این پدیده کاملا اسلامی نباشد و قطعا استفاده از ابزار رسانه و نقش این مقوله بسیار مهم، برکسی پوشیده نیست، این نبرد ناعادلانه هربار بنا به ضرورت دشمن شکل و رنگ تازهای به خود می گیرد. در این میان با افزودهشدن شبکههای اجتماعی و شکلگیری کمپینهایی با عناوین فریبنده نظیر حجاب و اسلام که با هدف جلوهگری زنان با پوشش اسلامی راهاندازی میشوند بر این مسئله دامن زده و عدهای را ناخواسته وارد پروژه جنگ رسانهای تازه میکند، جنگی که برای آگاهی از کم و کیف آن به سراغ دکتر مریم خزعلی، رئیس شورای فرهنگی و اجتماعی زنان رفتیم و با او در این خصوص به گفتگو نشستیم:

اگر در کنار تمام دلایل سیاسی و غیر سیاسی که میتوان آن را مرتبط با معضل بدحجابی دانست بخواهیم به دنبال عامل ثانویه دیگری برای بدپوشی دختران و زنان در جامعه امروز باشیم به اعتقاد شما این عامل چه خواهد بود؟

قطعا یکی از دلایل گسترش بدحجابی در کشور ورود الگوهای غربی از طریق رسانهها به فضای اجتماعی کشور است. در واقع نقش رسانهها را نمیتوان در دنیای جدید نادیده گرفت؛ زیرا در دنیای امروز رسانهها جایگاه ویژهای در تکوین و گسترش فرهنگ و اندیشه در میان جوامع گوناگون دارند و به عبارت بهتر میتوانند با همگنکردن سلیقهها و خواستها و انتظارات افراد جامعه را شکل بدهند و از این راه به وفاق و همبستگی جامعه کمک کنند. این همان چیزی است که صاحبنظران در حوزه رسانهای به آن معتقدند و آن را این طور تبیین میکنند، رسانهها با بسط و گسترش مفهوم منش ملی، شخصیتنمایی و شخصیت استاندارد شده به الگوسازی برای رفتار جوامع میپردازند و یکی از دلایل اصلی درخصوص گرایش به بدپوشی مقوله فعالیت رسانهها در این حوزه است.

در این میان کارکرد فضاهای مجازی و شبکههای اجتماعی و رسانه ای برای دامن زدن به معضل بدپوشی چیست؟

آنچه مسلم است این است که طی چندسال اخیر بهخوبی مشخص شده که بخشی از پروژه جنگ نرم غرب علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی بر دوش فضای سایبری، رسانههای تصویری و شبکههای ماهوارهای فارسی زبان گذاشته شده است. درواقع، در راهبرد جدید غرب برای مقابله با انقلاب اسلامی مهمترین مؤلفهها تغییر ارزشها و باورهای دینی ایرانیان، استحاله فرهنگی و ازهمپاشیدن کانون خانواده است که میکوشد با از بینبردن هویت اجتماعی اسلامی- ایرانی سایر ارزشهای غربی از قبیل لذتمحوری، سود انگاری، اومانیسم و مانند آن را به طور خودکار و بدون دخالت عوامل درونی در میان جامعه ما رواج پیدا کند و طبیعی است که نتیجه این امر و فعالیت چیزی جز تغییر در علایق و سلایق عمومی مردم و بهویژه زنان جامعه نیست.

در فرایند جنگ رسانه ای چگونه طرح استحاله فرهنگی انقلاب به ویژه زن و خانواده از سوی غولهای رسانهای غرب کلید میخورد؟

در ابتدا باید تعریفی از این نوع خاص از جنگ ارائه کرد، بنيادیترين تعريف از جنگ رسانهای استفاده از رسانهها برای تضعيف كشور هدف است. جنگ رسانهای يكی از برجستهترين جنبههای جنگ نرم و جنگهای جديد بينالمللی است. جنگ رسانهای عمدتا به هنگام جنگهای نظامی كاربرد بيشتری پيدا ميكند؛ اما اين به مفهوم آن نيست كه در ساير مواقع جنگ رسانهای در جريان نبوده يا مورد استفاده قرار نمیگیرد. به هر حال بايد گفت رشد و نمو شبكههای فارسي زبان در کنار ابزارهای نوین شبکههای اجتماعی كه از سوی معاندين انقلاب اسلامی هدايت و راهبری میشود، نشان از آن دارد كه غرب بهدنبال استحاله فرهنگ ايرانی از طريق قابليتهای رسانهای است.

اگر به برنامههای شبکههای فارسی زبان ماهوارهای دقت کنید، در مییابید الگوهايی كه در اين فيلمها معرفي می‌‌شوند با فرهنگ ايرانی و اسلامی كشورمان تفاوتهای بسياری دارند، روابط آزادانه زن و مرد، خيانت زن و شوهر به يكديگر و بی بندو باری تنها تعدادی از موضوعاتي است كه هر شب ذهن و افكار خانواده ايرانی را هدف قرار ميدهند. اين شيوه كه تحت عنوان جنگ نرم فرهنگی دشمن در كشور شناخته ميشود، بدون بهكارگيری خشونت و با فراهمكردن شرايط، پيروزي را به دشمن هديه میدهد.

اگر در طرح استحاله فرهنگی، کشور برپاکننده این جنگ، غالب شود چه نتایج و آثاری برای کشور مغلوب متصور بوده و در کشور ما این فرایند چگونه در حال پیگیری است؟

چنانچه دشمنان يك ملت با جنگ نرم بتوانند در باورها و اعتقادات ملتی رسوخ كرده و با ايجاد شك و ترديد، آن باورها و اعتقادات را مخدوش و متزلزل كنند، زمينهها و بسترهای لازم برای هدف بعدی يعنی ايجاد تغيير در چگونگی فكركردن و انديشيدن در حوزههای گوناگون فراهم میشود؛ بنابراين هدف عمده در جنگ نرم ايجاد تغيير در افكار جامعه است. در برنامههای اين شبكهها روابط آزاد زن و مرد هرکدام بنا به کارکرد خود، به نمايش گذاشته میشود كه به نوعي الگوی زندگی غربی را در ميان خانوادههای ايراني رواج میدهند، سريالهای به ظاهر جذاب اين شبكهها مفاهيم عميق ديني را دستخوش آسيب قرار داده و ضمن ترويج و قباحتزدايی ارتباطات نامشروع با نامحرمان و حتی محارم، مخاطب جوان به انجام اعمال خلاف شرع ترغيب میكنند. اين شبكهها با پخش برنامههای سرگرمكننده و هيجانانگيز علاوه بر اينكه انگ سياسیبودن را از خود برمیدارند و حساسيت مخاطب را نسبتبه شبكه پايين می‌‌آورند، در قالب برنامههای به ظاهر معمولی، فرهنگ و سبك زندگی غربی مدنظر خود را در بيننده ايجاد می‌‌كنند. زنان و مردانی كه اين برنامهها را تماشا میكنند، نخست نسبتبه محكمات دينی و اعتقادی خود، سست می‌‌شوند و به تبع آن پرداختن به امور سطحی و مبتذل، آنها را از معنويت و تفكر دور میکند و بر اين اساس به اهداف خود كه دينزدایی از جامعه اسلامی است تا حدودی نائل شدهاند؛ اما كار به اينجا ختم نمیشود آنها با تعدد و تنوع برنامهها سعی دارند تا تغييرات ايجادشده در اذهان را تثبيت كرده و به شخصيت افراد تسری دهند، مخاطبان اين برنامهها اگر در ابتدا فقط در ذهن و فكر خود همراه با اين شبكهها بودند، به مرور زمان با ايجاد عادت در عمل و رفتار نيز آن را عينيت بخشيده و همرنگ اين جماعت میشوند.

در مجموع، تأثیر درگیرشدن زنان و دختران مسلمان در بازی رسانهای که هر روز با ابزار نوینی دنبال میشود چه خواهد بود؟

تغييرات فرهنگی و اخلاقی در جامعه ما، بهويژه در دو دهه اخير، نشان ميدهد که اين تحولات به گونهای برنامهریزی و مديريت میشود، برخي اطلاعات به وضوح بيانگر آن است که نظام سلطه برای مقابله با بيداری اسلامی که از آن به «بنيادگرايی اسلامی» تعبير میکند، راهبردی مبتنیبر اصلاح ساختار سياسی و اقتصادی کشورهای اسلامی و برداشتن حريمهای اخلاقی ميان زن و مرد تدوين کرده است. مراجعه به برخی از نشريات عمومی و دانشجويی و سايتها وجود اين سياست را تأييد ميکند. درحال حاضر در ميان سايتهای فارسي زبان برخی صرفاً شکستن حريمهای اخلاقی را حتی در ميان محارم، ترويج میکنند؛ برخی ديگر جوانان را به ايجاد گروههای همجنسگرا ترغيب يا اين اشخاص و گروهها را به هم لينک میکنند؛ تعدادی شبهه‌‌پراکنی در حوزه دينی و اعتقادی يا اخلاق جنسی را وجهه همت خود قرار دادهاند تا ارزشهای اخلاقی مقبول را مورد ترديد قرار دهند و برخی نيز بهعنوان حلقه اخير اين سلسله برآن هستند تا نارضايتیهای جنسی نسل جوان را به جنبشهای سياسی تبديل يا آن را مسئلهای سياسی وانمود کنند و سخن از ضرورت شکلگيری انقلاب مخملی بر زبان بیاورند. جالب اينجا است که هرگاه نهادهای مسئول در نظام اسلامی تدابيری را برای سامانمندسازی روابط زن و مرد و پالايش فضای اجتماعی آغاز می‌‌کنند به ناگاه بسياری از گروههای سياسی، از سلطنتطلب تا مارکسيست، همراه با برخی گروههای فمينيستی که جنبش زنان را پوشش فعاليتهای سياسی خود قرار دادهاند، هم صدا و هم نوا به ميدان مبارزه وارد میشوند.